خرید بک لینک
تو جفاکردی و وفا نشکستممن خود ای ساقی از این شوق که دارم مستمتو به یک جرعه دیگر ببری از دستمهر چه کوته نظرانند بر ایشان پیمایکه حریفان ز مل و من ز تأمل مستمبه حق مهر و وفایی که میان من و توستکه نه مهر از تو بریدم نه به کس پیوستمپیش از آب و گل من در دل من مهر تو بودبا خود آوردم از آن جا نه به خود بربستممن غلام توام از روی حقیقت لیکنبا وجودت نتوان گفت که من خود هستمدائما عادت من گوشه نشستن بودیتا تو برخاستهای از طلبت ننشستمتو ملولی و مرا طاقت تنهایی نیستتو جفا کردی و من عهد وفا نشکستمسعدیا با تو نگفتم که مرو در پی دلنروم باز گر این بار که رفتم جستم (سعدی، غزل شمارهٔ ۳۶۷)

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 10:34

صفحه بندی